خاطره ی بارش برف سرخ در زمستان سال 1358ه ش/1399ه ق/1979م

«برف،شاه نعمت الله،جنگ،گذشت عمر...

نوبت اوّل برادر های کوچک تر رفتیم برای پارو کردن برف.ساعت ده شب بود.نوبت دوّم برادرهای بزرگ تر.ساعت دو نصف شب.برفی را پارو می کردیم که تمامی نداشت.بی گمان تا صبح به یک متر می رسید.

صبح امّا وقتی از خواب بیدار شدیم،دیدن آن همه برف عجیب نبود.امّا عجیب ترین اتفّاق زندگی مان را می دیدیم.همه جا سرخ بود.سرخ آجری یک دست ونه چندان خوش رنگ.پشت بام ها.درخت سیب وسط حیاط.حیاط .روی دیوارها. کوچه .خیابان.کوه جهان بین.کوه تهلیجان.همه جا سرخ بود.روی برف یک لایه گرد سرخ رنگ نشسته بود.

- بدبختی میاره.ادبار میاره.

- جنگ میاره.خونریزی میاره.

- همه جا پر از خون می شه و برادر کشی راه می افته.

-  توی کتاب پیشگویی های شاه نعمت الله ولی هم گفته.چند ماه بعد جوی خون راه می افته.

پیرمردهای بازار جلوی مغازه ی فرش فروشی جمع شده بودند و از برف سرخ می گفتندو از پیش گویی های شاه نعمت الله ولی.

همان روز  مادر علی رضا که سرباز بودبا مشت کوبید روی سینه اش و رو به آسمان گفت:

- خدایا پسرم رو به تو می سپارم از شر این همه بلایی که سرمون میاد!

چندماهی از جمع شدن پیرمردهای بازار  نگذشته بود که زمزمه های جنگ شروع شدو باز،حرف همان برف سرخ بر سرزبان ها افتاد.

- معلوم بود که جنگ می شه.

- همه اش نشونه بود.

- شاه نعمت الله تمام پیشگویی هاش درست بوده.

- آره،سیدی که میاد  حکم خدا رو میاره.

- بعد جنگ می شه ... همه جا پر از خون می شه.

-  سی سال بعد دوباره یکی دیگه میاد.

و ... و ...

حرف های پیرمردهای بازاروقتی تمام شد و به سکوت رسیدکه صدای انفجار راکت های هواپیمای عراقی ، کنار کارخانه ی قندشهرکرد ،زمین و زمان را به هم دوخت.باد،بادبادک های کاغذی با دنباله های حلقه ای که از پشت بام خانه ،در آخرین روز تابستان کودکی هوا کرده بودیم رابا خود بردکه برد وما خیره شده بودیم به دود همه رنگی که از اطراف کارخانه قندبه هوا رفته بود.مبهوت مانده بودیم در غرّش هواپیمایی که چون صاعقه آمدو رفت وما را خیره ی نخ بادبادک هایی که برای همیشه از دستمان رفته بودند باقی گذاشت.

می گفتند:

-همان وقت مادر علی رضا،پریده وسط کوچه و رو کرده به آسمان و بازهم با مشت بر سینه ی خشکیده اش کوبیده و فریاد زده:

- ای خدا .... من پسرم رو از تو می خوام.

می گفتند:

-دست سلمانی دور میدان از شنیدن صدای انفجار لرزیده و با تیغ صورت کربلایی را بریده است.

می گفتند:

-آژان غلام رضا تعادل دوجرخه اش را از دست داده و رفته افتاده توی جوی آب کنار خیابان.

می گفتند:

-فردا دیگر خبری از مدرسه نیست .

می گفتند:

-همه باید برویم جنگ .

می گفتند:

-کشت و کشتار می شود و خون و خونریزی.

می گفتند:

-همه ی این ها نشانه های نحسی آن برف سرخ است.

و ما دلمان را خوش می کردیم به مابقی پیش گویی های شاه نعمت الله ولی.

حالا سی و سه سال از آن روز و آن برف می گذرد و پیرمردهای بازار یکی یکی خودشان به خاطراتشان پیوسته اند و به علی رضا که همان روزهای اول جنگ شهید شد وما مانده ایم و نوجوانیی که همراه نخ بادبادک هایمان رفت که رفت.

ما مانده ایم و زیارت گاه به گاه آرامگاه شاه نعمت الله ولی و پیش گویی هایش که دیگر پیرمردی نمانده تا برایمان بخواندشان.

ما مانده ایم و ترس همیشگی از سرخی روی برف».

«مجید شمسی پور (1)».

شهریور 1391ه ش.

«کرمان»».

(1)مجید شمسی پور،فرزندبابا،متوّلدجمعه1/ 6/ 1347ه ش/28/ 5/ 1388ه ق/23/ 8/ 1968م،کارشناس عمران، مدیر ومجری پروژه های راه وشهرسازی در سطح کشور.

ادامه نوشته

گرامی باد یادونام شهدای هفتم تیرماه

««یاد یاران قــــــــــدیمم نرود از دلِ تنگ

چون هــــوای چمن از یاد اسیرانِ قفس

 

 «شهیدرحمان استکی»

از فرهنگیان مبارزدردوره ی«پهلوی دوّم»،

«موسس حزب جمهوری اسلامی چهار محال و بختیاری»،

اوّلین«نماینده ی مردم شهرستان شهرکرددرمجلس شورای اسلامی»،

از شهدای انفجار«دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی درتهران».

فرزند:«آقارضااستکی»و«فرنگیس ریاحی».

متوّلد:شنبه 3/2/ 1329ه ش/2/ 8/ 1369ه ق/20/ 5/ 1950م.

شهادت:یک شنبه شب7/ 4/ 1360 ه ش/25/ 8/ 1401ه ق/28/ 6/ 1981م.

(درانفجارمحل«دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي درسرچشمه ی تهران»).  

 مزار:«گلزارشهدای شهرکرد»».

 تهیه وتنظیم:

شهرکرد،تیرماه 1395ه ش.

ویرایش:«بابک زمانی پور».

ادامه نوشته

مفاخرومشاهیرشهرکرد(دهکرد)(9)

«آیت الله آقا جلال الدین بت شکن دهکردی»

مجتهد روشن فکر،مبتکرایجاد اتحادیه ی مردم ناحیه «چهار محال»،امام راتب مسجدجامع(خان)دهکرد(شهرکرد)».

فرزند«آیت الله آخوندملّا محمّدحسین آقازاده ی کوچک،آل ابراهیم دهکردی».

شهادت:شنبه نوزدهم دی ماه 1306ه ش/شانزدهم رجب المرجب1346ه ق/دهم ژانویه ی1928م.

مزار:«صحن بقعه ی امامزادگان حلیمه وحکیمه خاتون(س)شهرکرد(دهکرد)»».

ادامه نوشته

مفاخرومشاهیرشهرکرد(دهکرد)(8)

««شهید رحمان استکی»

از فرهنگیان مبارزدردوره ی پهلوی دوّم،موسس حزب جمهوری اسلامی چهار محال و بختیاری،

اوّلین نماینده ی مردم شهرستان شهرکرددرمجلس شورای اسلامی،

از شهدای انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی درتهران».

فرزند:«آقارضااستکی»و«فرنگیس ریاحی».

متوّلد:شنبه 3/2/ 1329ه ش/2/ 8/ 1369ه ق/20/ 5/ 1950م.

شهادت:یک شنبه شب7/ 4/ 1360 ه ش/25/ 8/ 1401ه ق/28/ 6/ 1981م.

(درانفجارمحل دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي درسرچشمه ی تهران).  

 مزار:«گلزارشهدای شهرکرد»».

ادامه نوشته

نمایندگان شهرکرد درمجلس شورای اسلامی(2)،دوره ی اوّل

«نام ونام خانوادگی:مجتبی(همایون)استکی.

فرزند:آقارضااستکی و فرنگیس ریاحی.

تاریخ تولد:سه شنبه1/1/ 1334ه ش/28/ 7/ 1374ه ق/22/ 3/ 1955م.

محل توّلد:شهرکرد.

شهادت:1/ 10/ 1360ه ش/24/ 2/ 1402ه ق/22/ 12/ 1981م(تروردرچهارراه خواجه ربیع در شهرمشهد مقدّس).

محل دفن:گلزارشهدای شهرکرد.

تحصیلات:کاردانی مکانیک ازانستیتوی تکنولوژی اهواز.

سمت ها:آموزگار،دبیرونماينده ي مردم شهرستان شهركرددردوره ی اوّل مجلس شوراي اسلامي.

ادوارنمایندگی: دوره ی اوّل مجلس شوراي اسلامي(1/ 10/ 1360 - 2/ 5/ 1360ه ش).(میان دوره ایی)با آرا ماخوذه 45,067 واختصاص77/7درصد کلّ آرا.

تهیه وتنظیم:

بابک زمانی پور

شهرکرد،دی ماه 1394ه ش».

ادامه نوشته

نمایندگان شهرکرد درمجلس شورای اسلامی(1)،دوره ی اوّل

«نام ونام خانوادگی:رحمان استکی.

فرزند:آقارضااستکی و فرنگیس ریاحی.

متوّلد:روزشنبه 3/2/ 1329ه ش/2/ 8/ 1369ه ق/20/ 5/ 1950م           

محل توّلد:شهرکرد.

شهادت:یک شنبه شب7/ 4/ 1360 ه ش/25/ 8/ 1401ه ق/28/ 6/ 1981م(درانفجارمحل دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي درسرچشمه ی تهران).  

محل دفن:گلزارشهدای شهرکرد.

تحصیلات:کارشناسی علوم تربیتی ازدانشگاه تهران.

سمت ها:آموزگاردرنافچ وفرخ شهر،دبیرعلوم ومعارف اسلامی درشهرکرد،مدرّس قرائت،تجويد و تفسيرقرآن كريم در فرخ شهر و شهرکرد،كفيل(سرپرست)اداره ي كلّ آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری،موسس شعبه ي حزب جمهوري اسلامي درشهركردونماينده ي مردم شهرستان شهركرد در دوره ی اوّل مجلس شوراي اسلامي.

ادوارنمایندگی:دوره ی اوّل مجلس شوراي اسلامي(7/ 4/ 1360-7 /3/ 1359ه ش).دردوردوّم انتخابات با آرا ماخوذه22,047 واختصاص 62/ 63درصدکلّ آرا.

تهیه وتنظیم:

بابک زمانی پور

شهرکرد،دی ماه 1394ه ش».

ادامه نوشته

شهدای شهرکرد(دهکرد)(2)

«به منظورحفظ نام ویاد شهدای گرامی«هشت سال دفاع مقدّس»،به ویژه«شهدای گم نام شهرکرد(دهکرد)»درآن دوران،درروزهای13/ 10/ 1377ه ش/15/ 9/ 1419ه ق/3/ 1/ 1399م،13/ 2/ 1381ه ش/20/ 2/ 1423ه ق/3/ 5/ 2002م،9/ 12/ 1386ه ش/20/ 2/ 1429ه ق/28/ 2/ 2008م،4/ 8/ 1387ه ش/24/ 10/ 1429ه ق/25/ 10/ 2008م،با حضوراقشارمختلف مردم به ترتیب پیکرهای سه،هشت،پنج وپنج تن ازشهدای گم نام به دست آمده در پی فعّالیّت گروه های تفحّص در مناطق عملیاتی غرب وجنوب کشوردر «گلزارشهدای شهرکرد(میدان دفاع مقدّس،گلزارشهدا)»،«قلّه ی کوه گل سرخ[تپّه ی نورالشهدا](بوستان ملّت)»،«دردانشگاه شهرکرد(دانشگاه شهرکرد،جنب مسجد دانشگاه)»،«دردانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد(رحمتیه،دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد)»به خاک سپرده شدندکه مزارهای هشت گانه ی ایشان برفراز«قلّه ی کوه گل سرخ[تپّه ی نورالشهدا](بوستان ملّت)»به واسطه ی موقعیّت خاص جغرافیایی محل استقرارازجهت ارتفاع واشراف به تمامی پهنه ی دشت«شهرکرد(دهکرد)»همواره موردتوّجه دیدار کنندگان از آنها قرارداشته است.

 

شهدای گمنام خفته دراین محل عبارتنداز:

«شهید گم نام شانزده ساله،درعملیات«والفجرچهار»،درمنطقه ی«پنج وین»»،«شهید گم نام هفده ساله،درعملیات«رمضان»،درمنطقه ی«شلمچه»»،«شهیدگم نام هجده ساله،درعملیات«والفجرمقدّماتی»درمنطقه ی«فکّه»»،«شهیدگم نام هجده ساله، درعملیات«والفجرمقدّماتی»درمنطقه ی«فکّه»»،«شهید گم نام نوزده ساله،درعملیات«رمضان»،درمنطقه ی«پاسگاه زید»»،«شهید گم نام بیست ساله،درعملیات«محرّم»درمنطقه ی«شرهانی»»،«شهیدگم نام بیست وپنج ساله، درعملیات«والفجرمقدّماتی»درمنطقه ی«فکّه»،شهیدگم نام سی ساله،درعملیات والفجرچهار،درمنطقه ی«پنج وین».

برهمین اساس شهدای گم نام دیگری نیزدرسایرنقاط«چهارمحال وبختیاری»درشهرهای«چلگرد،شهرکیان(شهرک)،سامان،هفشجان،وردنجان،دزک،طاقانک،بروجن،اردل،،گهرو،شلمزار، سورشجان،لردگان،بن،شیخ شبان،جونقان،نقنه،،سودجان،فرخ شهر،فارسان»آرام یافته اند».

 

ادامه نوشته

شهدای شهرکرد(دهکرد)(1)

«نقش«شهيدرحمن استكي»

در مبارزه عليه حكومت«پهلوي»به روايت اسناد«ساواك چهار محال و بختياري»

شكلّ گيري و پيروزي«انقلاب اسلامي»، مرهون همّت و تلاش و اخلاص و مجاهدت مردان و زناني است كه با درك صحيح از جايگاه و رسالت خويش، به پيشوايي روحانيّت آگاه و مبارز و در رأس آن«حضرت امام خميني(ره)»،به مخالفت و مبارزه با حكومت ستم شاهي«پهلوي»، به پا خاستند و زمينه را براي سرنگوني آن فراهم نمودند. يكي از رادمرداني كه در اين مسير تلاشي در خور ستايش، چه  در هنگام تكوين ،چه در روند شكل گيري و چه درادوارپس از  پيروزي«انقلاب اسلامي»درسطح  استان«چهارمحال و بختياري»ازخودبه ظهور رسانيده  شهيد جاويد نام«رحمان استكي»مي باشد.

شهيد«رحمان  استكي»،فرزند«رضا»درروز شنبه سي ام ارديبهشت ماه سال 1329 ه ش/2/ 8/ 1369ه ق/20/ 5/ 1950م در خانواده اي مذهبي در«شهركرد»به دنيا آمده وپس از اخذ ديپلم و اتمام خدمت سربازي به شغل آموزگاري روي آورد.

به استناد اسناد«سازمان اطلاعات و امنيت (ساواك) چهار محال و بختياري» كه با شماره ي  رمز«19ه»در ميان ديگر ادارات امنيتي آن روزگار شناخته مي شده است از سال 1352 ه ش /1393ه ق/1973م مي توان با نام آن مرد فاضل به عنوان يكي از مبارزين جدّي  با نظام شاهنشاهي «پهلوي»  آشنا گرديد.

 در همين راستا وي  به اشكال گوناگون نظير انجام  سخنراني هاي  مذهبي - سياسي در جلسات و نشست هاي مختلف در شهر هاي«شهركرد(دهكرد)،فرخ شهر(قهفرخ)وبروجن(اورجن)»،تدريس  قرائت و تجويد و تفسير «قرآن كريم»، هدايت دانش آموزان، رهبري اعتصابات و تكثير و انتشار  اعلاميه هاي منتشره از سوي علماي اعلام و به خصوص « امام خميني(ره)» از جمله ي  محرّكين اصلي فعّاليّت هاي سياسي و اجتماعي با روي كرد ديني و مذهبي معلّمان و دانش آموزان در برابر حكومت وقت درسطح اين استان  بوده است.

 ايشان  درسال 1353 ه ش/1394ه ق/1974م  وارد«دانشگاه تهران» گردیده ودر دوران دانشجويي در جلسات درس «استاد محمّدتقي جعفري»و«شهيدآیت الله دكترمحمّد حسيني بهشتي»حاضر مي شدو به كسب فيض از محضر اين بزرگواران مي پرداخت.

 وي در سال 1357 ه ش /1398ه ق/1978م در رشته ي«علوم تربيتي»فارغ التحصيل گرديده وبا اندوخته ايي از معارف سياسي و اجتماعي پيوند خورده با انديشه هاي «اسلام ناب محمّدي»  سرچشمه گرفته از منش سياسي رهبر و مقتدايش«  امام خميني(ره)» به« شهركرد(دهكرد)» باز گشته و در كسوت معلّمي انديش مند، تلاش هاي وافري را براي آشنا ساختن دانش آموزانش در دبيرستان هاي« امير كبير ( شهيد رحمان استكي فعلي )» و« شاپور ( شهيد دكتر محمّد حسيني بهشتي  امروزين )» آغاز نمود.

روان شاد «رحمان استكي»درسال1358 ه ش/1399ه ق/1979م  به عنوان كفيل(سرپرست)«اداره ي كلّ آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری» منصوب و هم زمان ضمن تاسيس شعبه ي«حزب جمهوري اسلامي»در«شهركرد( دهكرد)»به تلاش هاي اداري – آموزشي و سياسي خويش كه همگي در راستاي حاكميّت بخشي به نظام «جمهوري اسلامي ايران»متمركز بودند استمرار بخشيد.

او در دوره ی اوّل«مجلس شوراي اسلامي »به عنوان نماينده ي  مردم شهرستان«شهركرد» برگزيده شده  و سرانجام دریک شنبه شب هفتم تيرماه سال 1360 ه ش/25/ 8/ 1401ه ق/28/ 6/ 1981م درانفجار محل«دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي»در«سرچشمه ی تهران»همراه با دوستان ديرينه ي خويش به شهادت رسانيده وپیکرش در «گل زار شهدای» زادگاهش«شهرکرد» به تراب تیره سپرده شد.

«دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی،سرچشمه تهران،ساعاتی پس ازانفجار»

با عنايت به سال ها  فعّاليّت سياسي«اسلام»مدارانه ي ايشان از سوي«سازمان اطلاعات و امنيت كشور(ساواك)»،در دهه ي 1350 ه ش /1391ه ق/1971م گزارش هاي مختلفي از اقدامات اين شهيد جاويدنام  جهت درج در پرونده ي فردي وي فراهم آمده كه امروزه تورّق نمونه هاي انتشاريافته ي تعدادي ازآنهادر كتاب«اوّل انقلاب اسلامی به روایت اسنادساواک،روزشمارچهارمحال وبختياري(كتاب اوّل چهار محال و بختياري)،منتشره توسطمركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات،دربهار1388ه ش،گواهان ارزش مندي در خصوص شناخت ابعاد گوناگون اقدامات مبارزه جويانه ي ايشان به شمار مي روند.

 نخستين سندازمجموعه ي ياد شده  مربوط به  فعّاليّت هاي مذهبي،سياسي«شهيد رحمان استكي»درتاریخ سه شنبه چهارم ارديبهشت ماه  1352ه ش /21/ 3/ 1393ه ق/24/ 4/ 1973م  با موضوع: «دبيرستان دانش فرخشهر» بدين شرح تنظيم گرديده است:

«به:324

از:19/ه

شماره:216/19ه

تاريخ:52/2/4[13]

...

در ساعت 16:30 جلسه ي سخنراني دبيرستان« دانش فرخشهر» باحضور آقایان «ایرانی پور»ريیس«دبیرستان» وشهریاری دبیرپرورشي،« شهابی» دبیر،«شاهقلیان» مدیر دبستان« سنائی» ،«میر فروغی» و«[رحمان]استکی» آموزگاران دبستان« سنائی» ودانش آموزان تشکیل، ابتدا خانم« فاتحی »درباره ي  استاد« شهریار» مقاله ای خواند،سپس آقای« کمال موسویان »دکلمه ای تحت عنوان« عجب صبری خدا دارد» اجرا و آقاي«[رحمان] استكي »آموزگار دبستان« سنائي» سخنراني مذهبي ايراد كه در طي سخنان خود مطالب مزبور را بيان داشتند:

« چرا ما از غربي ها تقليد مي كنيم؟ چرا دست «آمريكايي» ها بر سرماست و آنها بر ما آقائي مي كنند؟ چرا مشايخ ما نمي توانند حرفشان را بزنند؟ چرا دستورات« اسلام »را عمل نمي كنند؟ چرا دين و اجتماع خرابي و غرب زدگي را تجدد مي دانيد و سخنان ديگر».

بعداز سخنرانی وی چند نفراز دانش آموزان آواز خواندند و جلسه در ساعت 18خاتمه یافت».

 در ذيل اين سند تحت عنوان نظريه ي شنبه (گزارش گر خبر) چنين نقل شده است:

 «سخنان آقاي«استكي» تا حدّي تحريك كننده بود و تا اندازه اي دانش آموزان را تحت تأثير قرار داده بود تا جايي كه«قاسم شاهرخی»مي گفت:

«بازهم آقاي«استكي»را دعوت نماييد چون مطالب وي تمام نشده مثل اين كه ايشان هم  از اين اجتماع و اين«اسلام»كشي دل پر دردي دارد»».

ودر پایان نظریه ي  یک شنبه(رهبر عملیات و تحلیل گر خبر)اين گونه بیان شده است:

 «در این زمینه و سایر موارد مشابه به منبع آموزش لازم داده شد که سعی نماید چنین افرادی را  تحت مراقبت مستمر قرار داده،سعی نماید از آنان اطلا عات بیشتری کسب و گزارش نماید».

نظریه ي  چهارشنبه( ريیس سازمان اطلاعات وامنیت شهرستان یا استان ):

«نظریه ي یک شنبه مورد تایید است»».(1)

در سند بعدي در تاریخ بيستم مهرماه 1357ه ش/1399ه ق/1978م در خصوص وقايع مربوط به روز پانزدهم مهرماه چنين تنظيم و با موضوع:«محرّکین اعتصاب و تظاهرات دانش آموزان دبيرستان « اميركبير» گزارش شده است:

«به:324

از:19/ه

شماره:10027/19ه

تاريخ:57/7/20[13]

...

ساعت 8:30 روز 57/7/15[13]دانش آموزان[دبيرستان ]«اميركبير»پس از پایان ورزش صبح گاهی سر کلاس ها حاضر وحدود یک ساعت هم سر کلاس ها ماندندولی چون دبیران از رفتن به کلا س ها خود داری کردند دانش آموزان به محوطه ي«دبیرستان»آمده و به تحریک آقایان«محمود صابری»دفتر دارو« عبّاس نادمی» و «رحمان استکی»ومهندس«جمال طا هریان»دبیران، مبادرت به دادن شعار و شکستن شیشه های«دبیرستان» نموده وسپس خارج شدند. ضمناًدو برگ ازاعلامیه ي  دست نویس که قبل از ساعت8 جلو« دبیرستان» پخش شده بود در دست«جعفریان» مستخدم« دبیرستان» قرار داشت ومي گفت آنها راعصر روز جمعه آقای« محمود صابری »به اوداده و گفته به دیوارهای« دبیرستان» بچسباند. از طرفي آمدن آقاي«مهرادمدير كلّ آموزش و پرورش»و آقاي «خالصي » به« دبيرستان» و صحبت با دبيران موثر واقع نگرديد.

در ذيل اين سند درنظريه ي شنبه (گزارش گر خبر،گزارش گر)چنین آمده است :

«اعتصاب دبیران به دنبال تصمیمی است که دبیران دردبیرستان«شاهپور»روزپنجشنبه57/7/13[13]گرفتندوبه وسیله ي  آقای« عبّاس نادمی» به کلّیه ي  دبیران اطلاع داده شد».

 ودر نظریه یک شنبه(رهبر عملیات و تحلیل گر خبر)كه به معرّفي مظنونين در زمينه ي ياد شده پرداخته ، اگرچه نام پدر روان شاد «استكي» را كه «رضا»مي باشد،به اشتباه«علي اصغر»ذكر كرده آمده است:

  «1- اظهارات شنبه مورد تایید است.2- سوابق«محمود صابری»فرزند«عطاءالدین»و«عبّاس نادمی اردستانی»فرزند«حسین»و«حمان استكي»فرزند«علي اصغر»؟در 324 [بخش آموزش و پرورش و مدارس در تهران و استان ها و شهرستان هاي اداره ي دوّم عمليات و بررسي ساواك كشور] موجود است و اعمال و رفتار آنان تحت مراقبت مي باشد»».(2)

سند جالب توجّه بعدي تنظيمي در دهم آبان ماه سال 1357ه ش/1399ه ق/1978م است كه در آن به نقش «شهيد استكي» در سامان دهي  اعتراض معلّمين در روز شانزدهم مهرماه همان سال مصادف با روز«جهاني  معلّم»گزارش شده است:

«به:324

از:19/ه

شماره:10021/19ه

تاريخ:57/7/18[13]

...

روز 57/7/16[13] مصادف با روز معلّم بود.معلِمين«شهركرد»به دنبال اعتصاب خود ساعت 16 در «سالن پيش آهنگي شهركرد» اجتماع و سپس آقايان« استاندار» و«مدير كلّ آموزش و پرورش»در اين اجتماع شركت و معلّمين ضمن صحبت طوماري كه خواسته هاي خودرادر آن نوشته بودند ، وسيله ي آقاي« [علي]نصر»دبير دبيرستان هاي «شهركرد»به« استاندار» داده و آقاي«استاندار»اظهار داشته چند نفر نماينده تعيين و جهت مذاكره به دفتر ايشان بفرستندو سالن را به اتفاق« مدير كلّ آموزش و پرورش» ترك و معلّمان گفته اند نمايندگاني ندارند و خواسته ها همان است كه در طومار نوشته شده و پس از اين موضوع آقاي « محمّد دانش »رييس مدرسه ي راهنمايي«شبانه روزي» پشت بلند گو رفته و اظهار داشت:

«هدف ما آزادي زندانيان سياسي مي باشدكه به قول خودشان در اين فضاي باز سياسي گرفته شده اندو البتّه اين خواسته ها هدف اصلي ما نمي باشد و آقاي« روح الله قاسمي» دبير مدرسه ي راهنمايي «مهندس حسيني » پشت بلندگو گفت :

«با وجود«ساواك»تربيت دانش آموزان براي ما مشكلّ است و چطور مي توان تحت سلطه ي« سازمان امنيت» بچّه هاي مردم را تربيت نمود، ما خواهان از بين رفتن ساواك به هر طريقي كه باشد هستيم».

سپس آقاي«صديقي»سرپرست  آزمايشگاه هاي آموزش و پرورش با استفاده از بلند گو اظهار نمود:

«به هماهنگي و همبستگي شما شما درود مي فرستم».

و ضمن صحبت هاي ديگر گفت :

«ما خواهان انحلال «سازمان امنيت» هستيم و بايد «ساواك» از ميان برداشته شود».

و آقايان«رحمان استكي»،«رحمان كيومرثي »،«[محمّد]فاضلي»دبيران دبرستان هاي «شهركرد» با فرياد در سالن مي گفتند:

«براي اين خواسته وقت بگذاريد».

در اين وقت آقاي «ايزدي» دبير زبان كه با بعضي از منظورات سخنرانان مخالف بود به اتّفاق عدّه ي زياد ديگري از سالن خارج و به حياط آمدند و پس از اين كه بحث و گفتگوي زيادي شدآقاي «محّمد دانش » و دو ، سه نفر ديگرمعلّمين را به سالن بردندو آقاي « [علي]نصر» پشت بلند گو از حاضرين طلب قطع نامه نموده خواهان مشورت در مورد انتخاب پنج نفر نماينده شدولي با مخالفت سايرين رو به رو گرديد.پس از ايشان دبيري از«فارسان» پشت بلندگو گفت:

«امروز در« فارسان» بين دانش آموزان وژاندارمري درگيري پيش آمد و يك نفر آموزگار و چند نفر دانش آموز دستگير شدند كه خواهان آزادي آنان هستيم».

ولي پس از چند لحظه اعلام شد كه ياد شدگان آزاد شده اندو معلّمين سالن راترك و متفّرق شدند.

 در ذيل اين سند با عنوان نظريه ي  «شنبه (گزارش گر ساواك) »چنين آمده است:

« آن چه از تظاهرات امروز مي توان برداشت نمود اين است كه اختلاف بين دبيران و آموزگاران مي باشد. چون آقايان« محمّد دانش»،«[محمّد]فاضلی» ،« [رحمان]استكي»،«[رحمان]رضوی»، «[رحمان ]کیومرثی» طرف دار سرسخت« خميني» بوده و دانش آموزان را تحريك به تظاهرات مي نمايند و در شهر به راه مي اندازند و عدّه اي ديگر از دبيران خواسته ها و كمبودهاي خود را به طور مسالمت آميز مي خواهند».(3)

سند دیگر مربوط به تاریخ بيست و ششم مهرماه 1357ه ش/1399ه ق/1978م و با موضوع :«جلسه ي  معلّمین وبستن درب«سالن پیشاهنگی» اين چنین گزارش شده است:

«به:324

از:19/ه

شماره:10072/19ه

تاريخ:57/7/26[13]

...

پس از این که معلّمین با بسته شدن درب سالن«پیشاهنگی» مواجه وبه «آموزش وپرورش» رفتند و«مدیر کلّ» برای آنان صحبت نمودوآقای«[علي] نصر» دبیر« دبیرستان ها» با« مدیر کلّ »صحبت کرد آقای«محمّد دانش» رئیس مدرسه  ي« شبانه روزی» گفت :

«ما چند نفر هستیم که مورد تعقیب می باشیم وامنیت نداریم ».

مدیر کلّ گفت:

« من پشتیبان شما هستمّ، اگر کسی از شما گرفتار شد استعفا می دهم».

 ودر این جمع« [محمّد]فاضلی »معلّم راهنمایی و«[رحمان] استکی» مرتّب انتقاد می کردند وسپس بین«[رحمان ] استکی،[محمّد ] دانش و[محمّد] فاضلی» تعدادی اعلامیه به هوا پرتاب شد و«[محمّد ] دانش» معلّمان را به راهپیمایی در خیابان دعوت و«[علي]نصر» اظهار داشت بدون سرو صدا راهپیمایی انجام شود وسپس در خيابان« پهلوی» مجدداً بین«[محمّد] دانش» و«[رحمان ]استکی» تعدادی اعلامیه پخش شد و در چهار راه «مولوی»،«[محمّد]دانش» از معلّمین خواست که نشسته وجهت قربانیان اخیر فاتحه وحمد وسوره بخوانند که پس از این کار معلّمین متفرّق شدند».

در ذيل سند مذكور با عنوان نظريه ي شنبه (گزارش گرخبر)چنين ثبت شده است:

«نظري ندارد».

نظريه ي يك شنبه (رهبر عمليات وتحليل گرخبر)اظهارات شنبه مورد تاييد است ، مشخصات كامل نامبردگان طي شماره 10065/19ه-57/7/25[13]تقديم گرديده است».

نظریه ي  چهارشنبه( ريیس سازمان اطلاعات وامنیت شهرستان یا استان ):

نظريه ي  يك شنبه مورد تاييد است.(4)

سند ديگردر خصوص ايجاد درگيري هاي خياباني با عامليّت اين شهيد والامقام مي باشد كه با موضوع :« تظاهرات و آتش زدن اتومبيل ها و مغازه ها» درتاريخ ششم آبان ماه1357ه ش/1399ه ق/1978م مي باشدكه توسط گزارش گر ساواك بدين شكل تنظيم شده است كه:

به:324

از:19/ه

شماره:10110/19ه

تاريخ:57/8/10[13]

...

 ساعت 8 روز 57/8/6[13]عد ّه اي از تظاهرات كنندگان محصّل در دبيرستان «شاهپور »اجتماع و سپس به ميدان مقابل دبيرستان كه برابر« استانداري »است آمده و مبادرت به دادن شعارهاي مضره نمودندو چون به عدّه ای مهین پرست که شعار «جاوید شاه» می دادند روبه رو شدند به داخل« دبیرستان» مذکور رفته وبا پرتاب سنگ و آجر به مقابله پرداختندوپس از آن که مهین پرستان متفرّق شدند تظاهرات کنندگان در ساعت14:00 از« دبیرستان »خارج وبا پرتاب سنگ وآجر ومواد آتش زا شیشه های« استانداری» را شکسته و دو اتومبیل را به آتش کشیدند ودر مسیر خیابان ها سالن اداره ي امور تربیتی چند عکاسی،چند مشروب فروشی،چند بانک،چند فروشگاه را مورد حمله قرار داده وشیشه های آنها را شکسته و مشروب فروشی ها و اتومبیل آتش نشانی وفروشگاه« مهر»ومغازه ي « پورحیدر» وسینما «زهره» و«مهمان سرا ي جهانگردی» را آتش زدند.پس از مداخله ي مامورين متفّرق شدند.دراین تظاهرات کسانی که رهبری را به عهده داشتند عبارتند از:«[رحمان]کیومرثی» دبیر،«اسدالله کریمی »دبیر،«احمد آذری» رئیس دبیرستان شاهپور ،«آل ابراهیم» دبیر زبان ،«[محمّد]فاضلی» دبیر،«فاضلیان» دبیرمدرسه ي راهنمایی«رفیعیان»،«رحمان استكي،«مرتضوی»،«منوچهراستکی»،«مسعودسلیمی»،«مسعود معتمدی »محصلّ انستیتو،« روح الله قاسمی»، »لطف الله قاسمی» ،«منصورقاسمی نژاد»،«لطف الله آل رسول».

 در ذيل سند مذكور با عنوان نظريه ي شنبه (گزارش گرخبر)چنين ثبت شده است:

«نظری ندارد».

 نظریه ي  یک شنبه(رهبر عملیات و تحلیل گر خبر):

«1- اظهارات شنبه مورد تاييد است و وضعيت نامبردگان و اقدامات آنان در تظاهرات اخير« شهركرد» مستمرا به استحضار رسيده است.

نظریه ي  چهارشنبه( ريیس سازمان اطلاعات وامنیت شهرستان یا استان ):

«1- نظريه ي يك شنبه مورد تاييد است ، مستدعي است مقرر فرماييد در باره ي حوادث فوق به تلفن گرام شماره ي 10102/19ه –57/8/7[13]مراجعه [نماييد]. (5)

سندبعدي معرّف فعّاليّت هاي شهيد« رحمان استكي» در زمينه ي راه اندازي  تظاهرات در سطح « شهركرد» تنظيمي در تاریخ نهم آبان ماه 1357ه ش/1399ه ق/1978م وبا موضوع: «محرّکین اصلی تظاهرات شهرکرد» مي باشد كه در آن چنين گزارش شده است:

««به:324

از:19/ه

شماره:10108/19ه

تاريخ:57/8/9[13]

...

محرّکین اصلی تظاهرات عبارتند از آقایان«صديقي»که ایده ي کمونیستی دارد.«محمّد دانش» و«رحیم استکی» که مذهبی شدیدهستند.« حیدر ملکپور،فریدون دانش،بهرام شریف،حسن زندی پور،رحمان استکی،خانم [رقيه]نادری ،مهندس جمال نادری ، مهندس سلیمانی».

در ذيل سند مذكور با عنوان نظريه ي شنبه (گزارش گرخبر)چنين ثبت شده است:

«نظری ندارد».

 نظریه ي  یکشنبه(رهبر عملیات و تحلیل گر خبر):

1«- نظریه ي  شنبه مورد تایید است. مشخصات کامل «محمّد دانش شهرکی» و «رحمان استکی» و «رقیه نادری» و« جمال طاهری» در324-312 [«بخش احزاب و دسته جات سياسي و مذهبي افراطي اداره ي يكم عمليات وبررسي وبخش آموزش و پرورش و مدارس تهران و استان ها و شهرستان هاي اداره ي دوّم عمليات و بررسي ساواك كشور»] موجود است .مشخصات سایرین پس از تهیه ضمن بررسی سوابق آنان به استحضار می رسد.(6)

در سندی تنظيمي بعدي در  تاريخ دهم آبان ماه1357ه ش/1399ه ق/1978م  در خصوص تجمع روز نهم آبان ماه با  موضوع: «اجتماع معلّمين و محصلّين در« آموزش و پرورش شهركرد» »چنين نقل شده است:

«به:324

از:19/ه

شماره:100111/19ه

تاريخ:57/8/10[13]

...

ساعت 10:00روز57/8/9[13] حدود 300 نفر از معلّمین ودانش آموزان در« آموزش وپرورش» «شهرکرد »اجتماع و با نشستن در محوطه خواهان آزادی افرادی بودند که به قول خودشان شب گذشته دستگیر ویا مورد کتک کاری قرار گرفته بودند وهم چنین خواهان آمدن« دادستان» به« آموزش وپرورش »شدند تا خواسته های خود را با ایشان درمیان بگذارند که روی این خواسته، آقای« حسینی» ،«دادستان شهرکرد» به« آموزش وپرورش »آمده وآقای« عیدی محمّدی» فرزند« نجف علی» با اعتراض اقدام «سروان شهروزی» رییس کلانتری را محکوم واظهار داشت مزاحم مردم می شود . وی در مورد آمدن نظامیان به« شهرکرد» سخت انتقاد نمود. سپس آقای« رحمان استکی» گفت :

که عصر روز8/8/57[13] یک کامیون ارتشی حامل سربازان به مدرسه ي « امیرکبیر» رفتند و محصلّین را در حین بازی مورد کتک كاري  قرار داده اند و چرا خبرهای «شهرکرد »در رادیو تلویزیون پخش نمی کنند».

که بعد از او« لطف الله قاسمی» اظهار نمود:

«اگر حکومت نظامی در« شهرکرد» است چرا اعلام نمی کند؟ اگر نیست چرا نظامیان به لانه های خود بر نمی گردند؟».

در ادامه ي  سخنان« قاسمی» ،«صدیقی» گفت:

« درآتش سوزی که در سینما و فروشگاهی به وجود آمده عّه ای دیده اند که یک نفر افسر« شهر بانی »در این صحنه ها دست داشته چرا آتش سوزی وغارت را به گردن معلّمان می گذارند. درست همان موقع که می خواستند« سینما» را آتش بزنند برق را خاموش کردند ».

در این هنگام« روح الله قاسمی»:

« عنوان نمود در قانون اساسی محاکمه ی افراد سیاسی و غیر سیاسی به« دادگستری»محوّل شده، چرا اشخاص را بدون جهت به «دادگاه های نظامی» می دهند؟ و به خاطر یک موضوع پوچ ده الی 20سال زندانی می شود».

 به دنبال سخنان« قاسمی» ،« محمّد فاضلیان» معاون مدرسه ي  راهنمایی« رفیعیان» سخن را به دست گرفته گفت:

« دیروز بی جهت نظامیان او را کتک زده وبه« شهربانی» بردند ودر آنجا  به وی وهمکارانش اهانت نموده اند».وي پس از این که آقای« دادستان» قول داد به خواسته های آنان ترتیب اثر خواهد داد معلّمین ودانش آموزان از« آموزش وپرورش» خارج وپس از چند دقیقه با اقدامات«دادستان» و«مدیر کلّ آموزش وپرورش »و«معاون» ایشان همگی متفرّق شدند» .

در ذيل سند مذكور با عنوان نظريه ي شنبه (گزارش گرخبر)چنين ثبت شده است:

«نظري ندارد».

نظريه ي  يك شنبه (رهبر عمليات وتحليل گر خبر):

«1- اظهارات شنبه (گزارش گر ساواك) مورد تائید است ولي اكثراظهارات معلّمين بي اساس مي باشد.ضمنانامبردگان همان افرادي هستند كه در تظاهرات روزهاي اخير رهبري را به عهده داشتند و وضعيّت آنان مستمراً به استحضار رسيده است ،لكن عدّه ايي در شب 57/8/8[13]مضنونا وسيله ي« شهرباني »دستگير و سپس آزاد و فقط يك نفر به نام« شعبان علي ولي زاده » از طريق« شهرباني »تحت تعقيب قرار گرفته  و پرونده به« دادسراي شهركرد» ارسال شده [است]».

نظریه ي  چهارشنبه( ريیس سازمان اطلاعات وامنیت شهرستان یا استان ):

«نظريه ي يك شنبه مورد تاييد است».(7)

در سنددیگری در رابطه با اقدامات شهيد «رحمان استكي»  با موضوع«اعتصاب معلّمين» در بيست و نهم  و سي ام آبان ماه  تنظيم شده در تاريخ دوّم آذرماه 1357ه ش/1399ه ق/1978م  چنين نقل شده است:

«به:324

از:19/ه

شماره:10211/19ه

تاريخ:57/9/2[13]

...

 ساعت پنج بعد از ظهر روز 57/8/29[13]جلسه ي  نمایندگان معلّمین« شهرکرد» وحومه که حدود150 نفر بود در سالن دبیرستان« محمّدرضاشاه شهرکرد»تشکیل وپس از گفتگو های زیاددر اثر تحریکات آقایان«رحمان استکی،ایزدی ،[علي]نصر، لطف الله قاسمی ، محمّد فاضلیان ، روح الله قاسمی» معلّمین تصمیم گرفتند که با انتشار اعلامیه ای تا اطلاع ثانوی ازرفتن به کلاس ها خودداری نمایند.لذا صبح روز57/8/30[13]نامبردگان با صدور اعلامیه ای مبنی براین که« تا زمانی که دولت نظامی حاکم سرنوشت ملّت ماست از رفتن به کلاس درس خودداری خواهیم کرد» که در دنبال این تصمیم افراد مذبور و«رحیم دینی پور» با مراجعه به مدارس« شهرکرد» مدارس را وادار به تعطیل نموده اند».

در ذيل سند مذكور با عنوان نظريه ي شنبه (گزارش گرخبر)چنين ثبت شده است:

«نظری ندارد».

 نظریه ي  یک شنبه(رهبر عملیات و تحلیل گر خبر):

«1-اظهارات شنبه مورد تاييد است.2- سوابق يادشدگان به استثناي ايزدي كه مشخصاتش پس از تهيه به استحضار خواهد رسيد در 324و 312 موجود است .يك برگ اعلاميه ي مورد بحث به پيوست تقديم مي گردد».

نظریه ي  چهارشنبه( ريیس سازمان اطلاعات وامنیت شهرستان یا استان ):

«نظريه ي يك شنبه مورد تاييد است.2-در تاريخ57/9/2[13]«شوراي تامين استان »تشكيل و پيرامون نامه ي مورخ 85/11/ح – 57/8/30[13]«اداره ي كلّ آموزش و پرورش» و همين قطع نامه ي معلّمين«شهركرد »تصميماتي اتخاذ گرديد.(8)

به اين ترتيب با بررسي و دقت نظر در همين تعداداز اسناد موجود و دردسترس ،نقش روشن گرانه ي شهيد ارجمند«رحمن استكي»دراين زمينه ها به خوبي مشهود مي باشدكه راه گشاي مناسبي در تحقيقات تاريخي و فرهنگي مرتبط با پيشينه ي«چهار محال و بختياري»به خصوص دردوره هاي معاصر محسوب مي گردند و مطالعه ي آنها مشخص مي سازدايشان  علاوه برتلاش جدّي،مستمر و آگاهانه در جهت تبيين انديشه هاي مذهبي،سياسي  و اجتماعي نشئات گرفته شده از مواضع«امام خميني (ره)»و ياران صدّيق ايشان در طي سال هاي پيش از پيروزي« انقلاب اسلامي »،انجام اقدامات زير ساختي در جهت با لا بردن آستانه ي تحريك پذيري منطقي دانش آموزان و فرهنگيان استان «چهار محال و بختياري» در جهت بهره مندي از مواضع ديني و اعتقادي به منظور ايجاد زمينه ي آغازفعاّليّت هاي سياسي – در جامعه را بر عهده داشته اند به گونه ايي كه همواره از وي  به عنوان يكي از   محّركين اصلي در زمينه ي انجام فعّاليّت هاي انقلابي از سوي دستگاه هاي «حفاظت آموزش و پرورش (رمز و محرمانه)و سازمان اطلاعات و امنيت (ساواك) »ياد مي شده است.

                                                                                                روحش شاد و يادش گرامي باد».

                                                                                   «داراب ظفريان ريگكي»(9)    

                                                                           ويرايش و تکمیل:«بابك زماني پور».    

پي نوشت ها:

(1) انقلاب اسلامی به روایت اسنادساواک،روز شمار چهارمحال و بختياري كتاب اوّل چهار محال و بختياري) ،نشرمركزبررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات،چ اوّل،بهار1388ه ش،ص88.

(2) همان منبع ،صص 333-332.

(3)همان،صص336-335.

(4)همان، ص354.

(5)همان،ص378.

(6)همان،ص373.

(7)همان،صص384-383.

(8)همان،ص411.

(9)داراب ظفريان ريگكي،متوّلد1348/1/9ه ش/1395ه ق/1974م كارشناس ارشد تاريخ ايران اسلامي،معلّم پژوهش گر،مدّرس تاريخ مدارس متوسطه و مراكز آموزش عالي شهرستان شهركرد می باشد.

ادامه نوشته